|
شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
کامنت گذاران محترم این وبلاگ٫خواننده های گرامی٫دوستان٫ آشنایان٫غریبه ها مریم مومنی | ۷:۰۲ بعدازظهر aabji ki haaleto gerfte chapesh konam?! به نوبه ي خودم معذرت ميخوام سلام راجع به "خوانندگان کامنت نگذار" هم این صدق می کنه؟ به هر حال همین امروز داشتم فکر میکردم که تو این وبلاگ من علاوه بر اینکه کلی پست قشنگ خوندم با "نانا موسکوری" و "فیری رایس" آشنا شدم. یه تشکر بدهکار بودم. مرسی مچكرم دن. بیرحمانه نوشتی ....یعنی اینقدر این کامنتها آزاردهنده بوده!و اگر بوده ببخش و کامنتدانی را ببند ممنون وبلاگ نویس محترم من الان دقیقا احساس یه آدم کور رو دارم. نمیدونم چرا قبلا ندیدم این فیلم رو تو همین صفحه. ببخشید. الان حتی نمیدونم که برای کدوم پستتون کامنت گذاشته بودم. ساری بازم کامنتدانیات را ببند. من البته هیچوقت اینجا یادداشتی نذاشتم اما متاسفم از این که این قدر دلخور شدید من هم برای چندین باری که کامنت گذاشتم، اگر مناسب نبوده، عذرخواهی می کنم. البته که تلاشم رو کردم خوب بنویسم. نشود فاش کسی آنچه میان من و توست مدتهاست که تقریبا هر روز با سرک کشیدن به خلوت قلم شما؛ روزم را شروع می کنم... اولین بار نشانی شما را در پیوندهای دختر عزیزم زینب دیدم و با خواندن نجواهای نوشتاری تان چقدر آشنا دیدم این صدای نامکرر پررمز و راز را... نمی دانم اگر این دنیای مجازی چنین فضایی را به من و شما و قلممان و دردهایمان و دیدنی هایی که گاه فقط ما می بینیم و... نمی داد؛ این فریادهایی از جنس کلمه را بر کدام صفحه ی گویایی می نگاشتیم!؟ و کجا را می یافتیم تا قدمهای اندیشه مان بلند بلند گام بردارد و تنهایی مان سوت بکشد و تلنگر بزند به هرچه عادت های روزمره! این شامل حال کامنت های تایید شده هم میشه؟ کنجکاوم بدونم چی باعث این دلخوری شده. شانه خالی کردی از رنجها سلام. سلام تو از تنهایی دختری که نوشته های تو گاهی وقتها دلخوشش میکنه چه میدونی؟ take it easy and go on please به گفته ی اسقف بزرگ شاید حد اکثر شام سگان کاخ باشم...ا می فهمم چه حسی داری..ولی کسیکه خودش رو در معرض باز خورد دیگران قرار می ده باید برای هر چیزی خودش رو آماده کنه از ناگزیز زندگی به عنوان خواننده اين وبلاگ كه نوشته هايش بارها من را به وجد آورده يا به فكر فرو برده يا خاطرات تلخ و شيريني را به يادم آورده و باعث شده صفحه كليد را پيش بكشم و چند كلمه اي بنويسم، نمي توانم بگويم از ادبيات بيان ناراحتي و عصابانيت شما دلخور نشدم. این دیگه چه پُستی بود؟ اصلاً پُست بود؟؟؟؟! حالا بالاخره کامنت بذاریم یا نذاریم؟ hi I wonder if i was not one of those rares. حق بدید داشتم خبر مرگ سيد حسيني رو سرچ ميكردم كه سر از اينجا در آوردم . اينكه مرگ اين محقق و نويسنده فرزانه موجب آشنائي با قلم تواناي شما شد خود مويد خير و بركتي است كه در ذات مردان نكونامي از اين دست نهفته است . حيف كه با رفتن اين عزيزان سالهاي بي رونقي را در عرصه فرهنگ پيش رو داريم . سالهاي سترون یعنی دیدن و شنیدن نظرات خواننده ها اینقدر زجر آوره؟؟؟!!! خانم محترم سلام در مساف روزهای سخت و مردان سخت این مردان سخت هستند که میمانند نه روزهای سخت ![]() |
|
chera akhe ?