شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸

کامنت گذاران محترم این وبلاگ٫‌خواننده های گرامی٫‌دوستان٫ آشنایان٫‌غریبه ها
شما کاری کردین که من حالم به هم می خوره دیگه از نوشتن در این‌جا
.
.
.
.
.
.
.
نه البته همه.
همیشه استثناهای محدودی هم هست.

مریم مومنی | ۷:۰۲ بعدازظهر




aabji ki haaleto gerfte chapesh konam?!


به نوبه ي خودم معذرت ميخوام
!


سلام
مشابه چنین اتفاقی برای منم رخ داده
مثلا هر گاه که ناراحت باشم میام و در بلاگم دردو دل می کنم اما دوستان همینم از من گرفتن.تا می گم ناراحتم میریزن سرم که چرا و نباید ناراحت باشی و از این دست صحبت ها


راجع به "خوانندگان کامنت نگذار" هم این صدق می کنه؟ به هر حال همین امروز داشتم فکر میکردم که تو این وبلاگ من علاوه بر اینکه کلی پست قشنگ خوندم با "نانا موسکوری" و "فیری رایس" آشنا شدم. یه تشکر بدهکار بودم. مرسی


مچكرم دن.
به نظر من كه به خاطر قالب فوق العاده ي وبلاگته كه همه جور آدمي جذب اينجا مي شن.


بیرحمانه نوشتی ....یعنی اینقدر این کامنتها آزاردهنده بوده!و اگر بوده ببخش و کامنتدانی را ببند


ممنون وبلاگ نویس محترم


من الان دقیقا احساس یه آدم کور رو دارم. نمیدونم چرا قبلا ندیدم این فیلم رو تو همین صفحه. ببخشید. الان حتی نمیدونم که برای کدوم پستتون کامنت گذاشته بودم. ساری بازم


کامنتدانی‏ات را ببند.
بعدش بنویس و از سکوت لذت.
به من که این طوریش خیلی بیشتر خوش می‏گذرد.


من البته هیچ‌وقت اینجا یادداشتی نذاشتم اما متاسفم از این که این قدر دلخور شدید


من هم برای چندین باری که کامنت گذاشتم، اگر مناسب نبوده، عذرخواهی می کنم. البته که تلاشم رو کردم خوب بنویسم.


نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست
سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه ازین آتش روشن که به جان من و توست

مدتهاست که تقریبا هر روز با سرک کشیدن به خلوت قلم شما؛ روزم را شروع می کنم... اولین بار نشانی شما را در پیوندهای دختر عزیزم زینب دیدم و با خواندن نجواهای نوشتاری تان چقدر آشنا دیدم این صدای نامکرر پررمز و راز را... نمی دانم اگر این دنیای مجازی چنین فضایی را به من و شما و قلممان و دردهایمان و دیدنی هایی که گاه فقط ما می بینیم و... نمی داد؛ این فریادهایی از جنس کلمه را بر کدام صفحه ی گویایی می نگاشتیم!؟ و کجا را می یافتیم تا قدمهای اندیشه مان بلند بلند گام بردارد و تنهایی مان سوت بکشد و تلنگر بزند به هرچه عادت های روزمره!
و...
اما امروز بهتی تمام مرا فرا گرفت به همین اندک نوشته ات! چه شده است ترا؟ و تنهایی ات را؟ خلوتی یافته ای برای فریاد کردن به واژگانی که تمام قد گویایند برای آنکه نهان خوان فاش گویی هایشان است؟
سکوت را به حرف واداشته ای؟چشمان ناظری یافته ای که حرف را همخانه ی نگاه کرده ای!؟...
نه... تو هنوز حرفها داری برای ما و هنوز منتظرند کسانی که از این جنس نوشتنها جان می گیرد زبان دردهایشان و به شوق می آید قلمشان و جاری می شود گاه چشمه ی اشکهایشان...
نرنج دوست من ... اگرچه نوشته هایت از جنس آشنای رنج است!
بنویس...
و باش!
همین.


این شامل حال کامنت های تایید شده هم میشه؟ کنجکاوم بدونم چی باعث این دلخوری شده.


شانه خالی کردی از رنجها
فریبی است از روزگار
نمی دانی اما
به همین فریاد رنجها
چقدر محتاجیم
چقدر مدیونیم


سلام.
اولین باره که وبلاگ شما رو میبیم. به نظر میرسه از اون وبلاگ هاایه که تو خیابون اینترنت باید مکث کرد و وارد مغازش شد و دید. یعنی ارزش خوندن داره.
بنویس خانم جان بنویس! به کسی چه ربطی داره چه مینویسی و چرا می نویسی؟!
من که نمیدونم چی شده، اما فرض کن همه ی ما (به جز اون موارد خاص) یه گلدون سفالی هستیم!!! بنویس و به خودت اجازه نده برای دیگران زندگی کنی.
هر چی عشقته بنویس به کسی هم هیچ ربطی نداره.
یه مشت گلدون بی خرد که ارزش ناراحت شدن نداره که.
در ضمن کامنت ها رو هم نبند!
برم ببینم چی تو این وبلاگ هست


سلام تو از تنهایی دختری که نوشته های تو گاهی وقتها دلخوشش میکنه چه میدونی؟ take it easy and go on please


به گفته ی اسقف بزرگ
لایق صلیب نیز نبودم

شاید حد اکثر شام سگان کاخ باشم...ا

می فهمم چه حسی داری..ولی کسیکه خودش رو در معرض باز خورد دیگران قرار می ده باید برای هر چیزی خودش رو آماده کنه
و می دونم روحیه حساسی که این مطالب رو نوشته فعلا خیلی هم این آمادگی رو نداره اما

از ناگزیز زندگی
گریزی نیست
...
محکومیم به تحمل


به عنوان خواننده اين وبلاگ كه نوشته هايش بارها من را به وجد آورده يا به فكر فرو برده يا خاطرات تلخ و شيريني را به يادم آورده و باعث شده صفحه كليد را پيش بكشم و چند كلمه اي بنويسم، نمي توانم بگويم از ادبيات بيان ناراحتي و عصابانيت شما دلخور نشدم.
استثناهاي محدود باعث تكدر خاطر و عصبانيت شده اند يا اكثريت نامحدود؟ اميدوارم پاسخ شما اولي باشد.


این دیگه چه پُستی بود؟ اصلاً پُست بود؟؟؟؟!


حالا بالاخره کامنت بذاریم یا نذاریم؟


hi I wonder if i was not one of those rares.
then i am really very sorry, for both of us
Be Good


حق بدید
بنظرم کار یه وبلاگ نویس ,اونم از نوع خوب و پر کار, از کار یک نویسنده رمان یا مقاله نویس سختتره. چون یه وبلاگ نویس بخاطر رواله همیشگی و دائمیی که به کار خودش داده و دیگران و حتی خود رو متوقع به ادامه نوشتن کرده , اگه یه مدت به هر دلیلی یا اتفاقی یا اصلا بخاطره هیچی (آدمیه دیگه گاهی توی یه ساعت هزارتا اتفاق تو مغزش میفته) میل به نوشتن نداشته باشه, تمام عالم وآدم خبردار میشن که فلانی دیگه نمی نویسه ,حتما" ناراحت شده ,حتما" افسرده شده و الخ . حالا طرف باید بیاد بشینه و هی توضیح بده که بابا جان چیزی نیست , فقط یه تجربه شخصیه, نمی تونم خیلی راجع بهش توضیح بدم و از این دست . اما دسته دوم وقتی یه کار در دست دارند ممکنه به همون دلایل ,چندین بار دست از کار بکشن و بعد از مدتی که اوضاع روبراه شد دوباره دست بکار بشن بدون اینکه در اذهان مخاطبینشون آب از آب تکون بخوره .
نمی دونم این نظر منه اگه لازم بشه خودش خواهد گفت و نباید زیاد پا پیچش شد .


داشتم خبر مرگ سيد حسيني رو سرچ ميكردم كه سر از اينجا در آوردم . اينكه مرگ اين محقق و نويسنده فرزانه موجب آشنائي با قلم تواناي شما شد خود مويد خير و بركتي است كه در ذات مردان نكونامي از اين دست نهفته است . حيف كه با رفتن اين عزيزان سالهاي بي رونقي را در عرصه فرهنگ پيش رو داريم . سالهاي سترون


یعنی دیدن و شنیدن نظرات خواننده ها اینقدر زجر آوره؟؟؟!!!
منم تا بحال 1 پیام برات گذاشته بودم. بابتش 1 عذر خواهی بدهکارم
موفق باشی


خانم محترم سلام
تو وبلاگ بيهقي خونيتون يه كامنمت گذاشتم ولي غرضم پابليشش نبود .خواهشن بخوانيدش .باي


در مساف روزهای سخت و مردان سخت این مردان سخت هستند که میمانند نه روزهای سخت


+ نوشتن پیام







Verification (needed to reduce spam):

















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2