یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸

ما خشونت نمی خواهیم. رای مان را می خواهیم. حق مدنی مان را می خواهیم

حالا می فهمم چرا آن روزها که کودک بودیم به دستانمان مداد رنگی می دادند که لاله بکشیم. شهید لاله قرمزی بود. گل سرخی با برگ های سبز بلند در دفتر نقاشی مان. فیلم جان دادنش را نشانمان نداده بودند. لحظه ای که دوستان‌اش دم آخر نفس کشیدنش را بالای سرش به نظاره نشسته اند ٫ کسی نشانمان نداده بود. چشم هایی که نگاه می کند و ناگهان درست در یک لحظه ی مشخص گوشه ای از حرکت باز می ایستد را نمی دیدیم.
این تصویر ها٫ این فیلم هایی که بار ها و بارها می بینیم و می بینند٫ این دختری که بارها جلوی چشم مان جان می دهد این قدر واقعی نبود.
فیلم را برمی گردانیم عقب. دختر روی زمین افتاده. پدرش بالای سرش می گوید: نترس٬ بمان. و دختر بی آن که ترسی در بدنش مانده باشد می رود.

بگذاریم نقش خون در ذهن های مان بماند
فراموشش نکنیم
اما
به کودکانمان مداد رنگی بدهیم تا لاله بکشند.

مریم مومنی | ۱۱:۲۰ صبح



salam maryam jan dooste nadideam. kheili mazerat mikham ke comment doonit ro sholoogh kardam. amma oomade boodam bayanieye khatamio inja bezaram ke hame bebinan, eshtebahi ye linko too commente ghabli paste kardam. dar commente badi bayanieye khatamio mizaram age doost dashti taiidesh kon.
zemnan in postet boghzamo bad joor terekoond.
be omide piroozi


مهم: خاتمی ۳۱ خرداد بیانیه داد:
هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.

سید محمد خاتمی پس از حوادث روز 30 خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد: بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست.
متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
حضور مردم در صحنه از دست آوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است که باید آن را پاس داشت و راههای آن را گشاده تر کرد. این حضور شکوهمند از همه بخش ها و گروههای سنی و صنفی در ایران یک پیام روشن دارد که مردم صاحب کشور و انقلاب اند. این پیام را امروز نیز باید دریافت؛ سکوت اعتراضی و رفتار مدنی مردم در راهپیماییها هم نشانه رشد و بیداری و مسؤولیت پذیری مردم است و هم حکایتگر این واقعیت انکار ناپذیر است که مردم دارای حقوق اساسی و مشخص هستند که هر نظامی موظف به رعایت آنهاست. تبلیغات تحریک کننده و اهانت آمیز نسبت به مردم که همواره مستقل عمل کرده اند و انتساب حرکت سالم آنان به بیگانگان خود جلوه ای از اعمال سیاست های نادرست است که سبب دورتر شدن مردم از حکومت می شود.
در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردمان بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. اعتماد عمومی در این زمینه لطمه دیده است و بستن راه اعتراض مدنی به روی مردم به معنی گشودن راههای خطرناکی است که خدا می داند به کدام سرانجام برسد.
باید حق مردم را پاس داشت و در عین تدبیر در برابر هرگونه تشنج و تشنج آفرینی و ناامنی (که از ساحت مردم به دور است) باید از شیوه های پرهزینه و زیانبار برای نظام و مردم از جمله مقابله نظامی و خشونت فاصله گرفت و همگان در جهت ترمیم اعتماد عمومی که پشتوانه اصلی نظام و کشور است برآییم و حرکت کنیم.
ضرب و جرح و ارعاب که نمونه تأسف آور آن را در روز شنبه شاهد بودیم و موجی از دستگیری از زنان و مردان و نخبگان سیاسی و فرهنگی کشور از اولین ساعات اعلام نتایج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه های فرهنگ بالای هموطنان است، مشکلات را افزون می کند.
فرصت ها به سرعت می گذرد و به تهدید تبدیل می شود، در حالی که بر این باورم که هنوز راه رهایی از این وضعیت آشفته بسته نیست و نیازی به امنیتی کردن و نظامی کردن فضا ندارد.
ارجاع امر به مرجع یا مراجعی که باید حافظ حقوق مردم و مجری انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولی خود مورد انتقاد و شکایت اند راه حل مسأله نیست.
در بازگشایی این گره چرا نگاهی به روش و سیرت حضرت امام (ره) نداریم که در موارد مشابه بوده است و می تواند و باید مورد تأسی و اهتمام قرار گیرد.
تعیین هیأتی عادل، کاردان، بیطرف و شجاع که به ویژه مورد اعتماد معترضان هم باشد و پذیرش داوری منصفانه آن هیأت راهی برای عبور از این مرحله و گامی مثبت در جهت تقویت نظام و بازسازی اعتماد عمومی و نیز نشانه تصمیم گیری خطیر و گره گشا در هنگامه های حساس به نفع مردم و در جهت آرمانهای انقلاب است.
آزادی سریع دستگیر شدگان و زندانیهایی که موجب نگرانی عمیق خانواده های آنان و بسیاری از مردم شده است و نیز بازکردن راههای ارتباطی و اطلاع رسانی که متأسفانه همه را بسته اند می تواند فضای جامعه را تلطیف کند.
از سوی دیگر اعتراض و انتقاد به شیوه مدنی و به دور از هرگونه ناآرامی را که حق مسلم مردم است باید همگان پاس داریم.
نفی خشونت و تغییر فضاسازی کین توزانه و دشمن آفرین و مبتنی بر تهمت و افترا به فضای جدید مبتنی بر حقیقت، به محبت و دوستی و تعامل با یکدیگر نیز باید سرلوحه عمل قرار گیرد.
در این صورت است که هر هزینه ای که پرداخت شود نظام با همه ارزشهایش مصون و محفوظ خواهد ماند.
مردم حضور دارند و همچنان در انتظارند، این حضور را باید محترم شمرد.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله * علیه توکلت و الیه انیب

سید محمد خاتمی
31 خرداد 1388


my heart goes to my Iranian friend and their struggle. Salute!!!


من تمام نقاشی هایم را هم می خواهم
تمام لاله هایی که کشیدم
تمام پرچمهایی که کشیدم
تمام سربازانی که کشیدم
...
رای هایم، مفت خودتان


سلام
سلام به همه ایرانیهای غمگین و داغدار
مریم جان میخواهم با اجازه تو از محیط نوشتاری تو به همه هردم ایران (البته آن دسته از آنان که هنوز ایرانی باقی مانده اند) تسلیت بگویم
من دیروز در خیابان آزادی تقاطع یادگار امام شاهد جنایت و وحشیگریهای مخوفی بودم بطوری که خواب را از سرم برد .
مردم خشمگین باشیم و متدبر لطفا بدون برنامه عمل نکنیم که محکوم به فنا می شویم


غلام همت آنم که زیر گنبد گیتی زهرچه رنگ تعلق ÷ذیرد آزاد است
آنروز که خواستم روی برگ رای نامی را حک کنم همیشه از خوشحال بودم که دوران چهار سالی که از ایرانی بودن خودم متنفر بودم ب÷ایان می رسد کسی که عدالت را در زیر باتوم لباس شخصی ÷نهان نمده بود می رود ندانستم با آن شعارها مردم را فریب میداد و زمینه حکومت دیکتا توری را بوجود آورد فقطناراحت بودم چرا این همه هزینه صرف یک انتخابات نمایشی شد به راستی هیولای احمدی نزاد دیباچه زیبا نگریستن را از چشمان ما ایرانیها دزدیده به امید روزی که این دیکتاتور دست از سر اینکه روزی بتوانم فریادهایم را به مدد قلم در نشریات ندا بزنم



تو رو خدا ساکت نشینید
کسایی که جونشون و از دست دادند روحشون منتظر فریادهای ماست
خوشحالشون کنیم


نه رهبر، نه شورای نگهبان، نه مجریان انتخابات در ایران بیطرف نبودند و مردم دارند این همه قربانی می دهند.

ببینید این مسئله ابتدایی برگزاری درست انتخابات، که سال هاست حتی در بسیاری از کشورهای عقب مانده هم حل شده، در کشور ما این چنین به معضلی بزرگ تبدیل شده است.

حتمی ترین نتیجه این خون های ریخته شده، باید این باشد که این آقایان بگذارند در ایران انتخابات آزاد و سالم برگزار شود. و هر چه هم در مقابل ملت لجبازی بیشتری کنند، گور خود را زودتر می کنند.

این یعنی چه یه نفر به خودش اجازه بده بگه هر چی من می گم همونه و یه ملت را این چنین تحقیر کنه!


حالا اگه مطمئنین رأی گیری دوباره تکرار بشه که موسوی رأی میاره خوب باید خیانتکارای دور و بر خود موسوی که پای صندوق وایستاده بودن همونا یا مشابهشون دوباره میان و ایندفعه شاید بیشتر آبروی موسوی بره!!!
موسوی با این کارش به طرفداراش که نماینده اون سر صندوق ها وایستاده بودن توهین می کنه
اگه راست میگه باید شکایت کنه و اگه خبرگان رو هم قبول نداره 10 بار هم رأی گیری بشه همین خبرگان نتیجه رو تأیید میکنه
یه ذره منطق داشتن بدک نیست

مریم:
واقع بینی نیست چشم بر روی حقیقت بستن و باور کردن دروغ.
دروغی که تا خرخره ی مردم را گرفته و نمی گذارد واقغیت را ببینند.


کسی نوشته بود که حالا دیگر کلمه شهید را ازشان پس گرفتیم
من فکر می کنم که حالا دیگر خیلی چیزها را پس گرفتیم ... راهپیمایی میلیونی را پس گرفتیم، انقلاب را پس گرفتیم ...
مریم ما خودمان را پس گرفتیم ...


... مردم تصمیم گرفته اند فردا دوشنبه اول تیرماه و از ساعت 5 تا شش بعد از ظهر و به نشانه ی اعتراض و نیز همدردی با شهدای شنبه سی ام تیر ماه چراغ های اتومبیل خود را روشن کنند.
http://www.kalemeh.ir/vdcb.wb9urhbz0iupr.txt


من اول اين فجايع رو به همه هموطن هاي عزيزم از ته قلب تسليت مي گم. و دوم يه سوال از كسايي كه اين فجايع رو انجام مي دن دارم: ما براي بدست آوردن آزادي، احترام، داشتن ايراني با آبرو و تحقق واقعي اسلام تلاش مي كنيم و عشق به هموطنامون ارادمونو هر روز راسخ تر مي كنه شما چه هدفي براي اين كاراتون داريد؟
تولستوي در فصل اول كتابش از مردم مي پرسه: آخه مردم ناپلئون و الكساندر سر قدرت با هم دعوا داشتن شماها چرا رفتين همنوعانتونو كشتين،آخه حيون ها هم بي دليل همديگرو نمي كشن


مریم جان میخواهم به دوستمان واقع بین که پیام گذاشته یک چیز را یادآوری کنم و بعد یک سوال بپرسم
1- واقع بین عزیز شورای نگهبان آرا را بررسی می کنه و تائید می کنه نه خبرگان ، شورای خبرگان صلاحیت رهبر را بررسی می کنه
2- آیا تمام طرفدار های آقای احمدی نژاد به همه مسائل آنهم به این مهمی ، اینقدر کم دقت و بی توجه هستند.
البته اگه این بی اطلاعی را بتوان کم دقتی نامید.


اين روزها دلم به نوشتن نمي رود ... احساس آدمي را دارم كه سالهاي سال به عشق رسيدن به قله سختي هاي فراواني را تحمل كرده و حالا دريافته است كه اصلاً پيش نرفته ...
فرو رفته ...
خوشحالم كه شما اما هم مي نويسييد و هم اثرگذار هستيد و هم كامنتدوني وبلاگتان را دوباره به روي خوانندگانتان گشوده ايد.
كاش دوباره زمان به عقب مي رفت ... هفته هاي اول خرداد چه رنگ سبزي شهر را گرفته بود و چقدر مردم اميدوار بودند ...
اميد كه آن اميد دوباره بازگردد ...
مواظب خودتان باشيد.

مریم:
حال من بهتر از شما نیست آقای درویش عزیز. بنویسیم. نگذاریم «سبز»ی درون مان را خشک کنند.
روزهای بهتری می رسد. من می دانم.


دیشب به خودم و خانواده ام گفتم
دیگر تمام شد!
حوصله ی الله اکبر را ندارم
بی نتيجه است
اما فطرتم ندایی دیگر سر می دهد
از خودم خجالت می کشم
و با همسایه ها به بام می روم
و همراه می شوم
...
تا اسم آمریکا و آتش زدن مسجد می آيد
علما و فقها متحد می شوند
یکدل می شوند که مبادا از دست برود!!
آخر آنها هم برای خودشان
دين
و به خصوص دنیايی
و شاید دنیايی به خصوص
دارند!
...
مسئولين
شرمشان می آيد سرکرده را دستگير کنند
نصیحتش می کنند،
به جرم و جنایت تهديدش می کنند
فرزندانش را گرو می گیرند
...
همه مسئوليتها را به او می دهند
به جز همانکه مردم به او دادند!!!
...
شنیدم
به نماز دعوتش کرده بودند اما
نرفت و به قولی
بیعت نکرد
...
از پسش که برنمی آيند
به خیمه ها حمله می کنند
تا از پا بیافتد!
کوچه ها ناله می کنند
که اگر دین نداريد
لا اقل آزاده باشيد!
...
به خیابان نگاه می کنم
و سرخوردگی از در و دیوار می بارد
راننده تاکسی می گويد
اووف!! انگار روی شهر گرد مرگ پاشيده اند
از صبح تاکنون فقط 1200 تومان!
قبلاً مردم برای سوار شدن
در را می شکاندند!
...
بعد از بیانیه آخر
مطالب شما را در مورد لاله شهید خواندم
به کلمه ی "پدر" که می رسم
ناخود آگاه اشکم جاری می شود
به نظرم احمق است که گریه نمی کند!!!
...
خلف وعده نکرده است، می آيد!
پشت مرگ لاله ها!
وقتی خدا از دنیا نااميد شد!
و دنیا ماند و اينها!


انگار روی همه‌ی ما گرد بهت و ناامیدی و نفرت پاشیدن. کاش این خون‌ها گرد روی ذهنمون رو نماسونه. کاش بتونه ما رو بشوره تا صاف بشیم و امیدوار.


و ناگهان محرم شد و من خاموش
به انتظار سیاهپوشان لاله ی خونرنگ
به راه می نگرم
...
دوو دوو دووم دووم
دوو دوو دووم دووم
بدان رفيق شهيد
صدا ز دسته خوزستانيهای مقيم تهران نيست!
...


من اما هیچ گاه به فرزندم مداد رنگی نمی دهم گل لاله بکشد گلی که همیشه از خون سیراب می شود.


لشکر توران به قلب سرزمین ما رسید
رستم و گودرز کو اسفندیاران را چه شد



ما سبز می مانیم یا زهرا


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2