|
دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۸
:(دکتر دندون پزشکم داره بازنشسته می شه همین روزا. گفت آخرین باری بود که اذیتت کردم مریم مومنی | ۳:۰۹ بعدازظهر مریم جان مریم: اگر واقعن دندون پزشک خوبی بود برای چی اذیتات میکرد؟ :) مریم: salam مریم: سلام مريم خانوم اگه خودتي، بهم ايميل بزن يا توي سايتم نظر بذار مریم: نمیدانم مشکل از چیست که خواندن وبلاگ ها گاهی انقدر سخت است .برداشت اول: گفت آخرین باری است که ازیتت کردم- دیسک کمر گرفته! برداشت دوم: گفت آخرین باری است که ازیتت کردم,دیسک کمر گرفتم. یک بار چیزی نوشتید و منو یاد تنها خواهر رفته ام انداختید. دوباره چیزی نوشتید، این بار هم من را به یاد تنها برادرم که چهار سال پیش رفت انداختید(چون اون هم دندانپزشک بود). یک روحش شاددیگه به من بدهکارید. می دونم اصلاً خنده دار نیست، اما من خنده ام گرفت از این وضع . یاد روزی افتادم که توی یک کلاس کوچک استاد خواست جک شمالی تعریف کنه، پرسید:کسی شمالی نیست. خندیدم و گفتم:نصفش ، یک روز دیگه خواست جک ترکی بگه باز اجازه گرفت و باز من خندیدم وگفتم: نصفۀ دیگشه. حالا حکایت اینجا شده . اما نگران نشین، دیگه تموم شد. کس دیگه ای نمونده. می خواستم خصوصی باشه، اما نشد. اما شما لطفاً حذفش کنید. ![]() |
|
من که همه دندونام خرابه...