چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸

رهروان سپیده دمان و بامدادانیم٫

نه از شب‌مان پروایی است
نه از روزگار غمزده و
نه از ظلمات*


Picture 6.png height="280" />

سمیه جان٫

شور و زنده‌دلی و امید و ایمانت را میله های زندان تاب نخواهند آورد.
به امیدی آزادی‌ات می مانیم.


* شعر از لنگستون هیوز

مریم مومنی | ۰:۳۶ بعدازظهر



گیرم که بر سر این بام بنشسته در کمین پرنده
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های بنشسته در آشیانه چه می کنید...


ممنون از لطفتون.
به امید آزادی همه عزیزان ایران زمین


نه شهدا را فراموش می کنیم نه زندانیان را. در انتظار آزادی سمیه توحید لو, ابطحی, قوچانی, جلایی پور, نبوی,رمضان زاده, حجاریان و سایر زندانیان سیاسی هستیم


خدا را مثله میکنند! قربتا الی الله...
***
گاهی هم
در دیار شاه پریان،
از ما بهتران سیاه دل
همان دشمن معروف میشوند و
غسل میکنند و صغر ناخن کرده و لباس مطهر پوشیده و شارب خضاب کرده، وضو میگیرند...
دو رکعت وزوز کرده و ناکرده، یکصدوبیست وچهار هزار صلوات صوت(سوت) میکنند در زمین و دود میکنند در هوا و: بسم الله! سوزن داغی زیر ناخن های بی لاک دخترک سبز پوش فرو میکنند قربتا الی الله...!
گاهی هم برای امنیت ملی یک مادر، به دخترش تجاوز میکنند، قربتا الی الله...!
و برای امنیت یک میل شیطانی،
فریب میدهند،
غصب میکنند،
تقلب میکنند، اعتماد مردم را میدزدند و کودتا میکنند؛ قربتا الی الله...
گاهی هم...
نشئه میشوند تا بتوانند بکشند، بدررررند، پاره کنند، بسوزانند، قربتا الی الله...
چرا که باور ندارند:
انا لله و انا الیه الراجعون...
پس لباسی از دروغ میبافند برای حفظ جان،
بارگاهی از دروغ برای چند نفس بیشتر در دود:
ندای خدا را در سینه ای سبز خفه میکنند و
میکشند قربتا الی الله...
و به فریب، شکایت میبرند به قاضی الجنایات مرتضوی!
و نمیترسند از قضاوت علوی!
پس میکشند زندگی را با شعار خدا،
و با امانت ملک ایران، حذف میکنند ایرانی را...
گاهی هم مثله میکنند خدا را قربتا الی الله...


نوشته هاتو دوست دارم
بنویس بازم


جنب زندان اوین «دشت بهشت» است عزیز

هر که آنجا برود پاک سرشت است عزیز

مجرمان داد زدند: ای که بهشتی هستی!

بین ما فاصله تنها دو سه خشت است عزیز

بین ما فاصله تنها دو سه خشت است ولی

نان ما آجر و نان تو خورشت است عزیز

پای دار سر ما دادستان ها خواندند

این مجازات شما حاصل کشت است عزیز

بهراس از نظر خشم خدا ای قاضی!

حکم تو آیه که نه دستنوشت است عزیز

ما که با محکمه کشتی نگرفتیم هنوز

«زشت و زیبا» زدن عدلیه زشت است عزیز

***

«قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس»

با حضور تو اوین نیز کنشت است عزیز

صحنه زندگی ما و نمایش هایش

طنز مجموعه «برتولت برشت» است عزیز

این رو تو وبلاگ فوج سبز خوندم: http://fojesabz.blogfa.com/


دهانت را می‌بویند

مبادا كه گفته باشی دوستت می‌دارم.

دلت را می‌بویند

روزگار غریبی ‌ست، نازنین

و عشق را

كنار تیرك راهبند

تازیانه می‌زنند.

عشق را در پستوی خانه نهان باید كرد

در این بن بست كج و پیچ سرما

آتش را به سوختبار سرود و شعر

فروزان می‌دارند.

به اندیشیدن خطر مكن.

روزگار غریبی‌ست ، نازنین

آنكه بر در می‌كوبد شباهنگام

به كشتن چراغ آمده است.

نور را در پستوی خانه نهان باید كرد

آنك ، قصابانند

بر گذرگاه‌ها مستقر

با كنده و ساطوری خونالود

روزگار غریبی ‌ست ، نازنین

و تبسم را بر لب ‌ها جراحی می‌كنند

و ترانه را بر دهان.

شوق را در پستوی خانه نهان باید كرد

كباب قناری

بر آتش سوسن و یاس

روزگار غریبی‌ست ، نازنین

ابلیس پیروز مست

سور عزای ما را بر سفره نشسته است .

خدا را در پستوی خانه نهان باید كرد

.........................
به امید آزادی


آزادي ات نهايت آرزوي منست.
اللهم فك كل اسير


+ نوشتن پیام







Verification (needed to reduce spam):

















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2