|
دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۸
کار آسونیه ذوق آدم ها رو از بین بردن. بسیار آسون. ولی هنر اینه که اگه از ذوق یکی دیگه ذوق نمی کنیم حداقل همین دوست داشتنه رو محترم بشمریم و بذاریم لذت های کوچک زندگی آدم ها سر جاشون بمونه. معلومه که اولین مخاطب این نوشته خودم هستم. مریم مومنی | ۱۱:۱۳ صبح در روز جمعه قدس دیگری خواهیم ساخت ایران فلسطین دیگریست به پا خیز. کور نکردن ذوق دیگران یک مصداق دیگر دارد و آن هم وقتی است که در یک جمع یک نفر تماش تلاش خود را به خرج میدهد تا یک جوک بامزه تعریف کند و دیگران را شاد کند. خیلیها در اینگونه مواقع یک لبخند ساده را هم دریغ میکنند و آن نگونبخت را سنگ روی یخ میکنند. من بهشخصه سعی میکنم هرگز باعث و بانی ضایع شدن کسی در جمع نباشم چون این حس را تجربه کردهام و میدانم چه حس تلخ و گس و دردناکی است.... یک چیزی بگو که ملت همیشه در صحنه بتونن انجام بدهند اصولا ما براي اين زاده شده ايم كه حال بقيه را بگيريم و كلا كاربرد ديگري نداريم! به نظرات اگه طرف نظرمون رو بپرسه چی؟ باید الکی بهش اوکی داد تا حالشو ببره یا اینکه تفاوت نظر رو اونجا میشه بهش یادآوری کرد؟
دیگر بهار نیست/ آخرین برگ سالهاست افتاده بر زمین/ دیگر تو نیستی که ببینی/ دیگر بهار نیست... اولین بار است که می بینم کسی این را بدون اینکه با کسی چالش داشته بشم همین را می گوید.خصوصا در مورد آهنگ و فیلم و این طور موارد. یا حتی طریقه ارایش و لباس پوشیدن. این همان قضیه احترام به حوزه خصوصی است. "تحقیر کننده" واه واه! اولین مخاطب این نوشته خودتی یعنی می خوای بگی تو از گوگوش و شادمهر خوشت نمیاد؟ یعنی می خوای بگی از نارنجی بدت میاد؟ مریم: Sticks and stones may break my bones, but words will never hurt me ;) ![]() |
|
منم هستم یاد آوری خوبی بود..)