دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۸

از تفاوت های خواب‌گاه و خونه

میای می بینی بوی غذای خوش‌مزه آش‌پزخونه رو برداشته و هم خواب‌گاهی داره آشپزی می کنه.
بو می کشی و به به و چه چه.
تشکر می کنه ازت.
غذاش رو می کشه تو بشقابش و شروع می کنه به خوردن.
همین‌طور که داری وسایلت رو جا به جا می کنی مقادیر زیادی درباره ی غذاهه حرف می زنید وغذاهای مشابه و این چیزها.
و خب
همین
D:
دماغت رو جا می ذاری تو آش‌پزخونه و خودت میای تو اتاق

مریم مومنی | ۱۱:۱۵ بعدازظهر



يك لحظه غربت اين لحظه را تصور كردم،‌و دلم يك جوري شد!


الهي كه من بميرم ... زياد به خودت گشنگي نده بچه جان. تو هم بوي قرمه سبزي راه بنداز و دل همه رو ببر. مخصوصا همون هم خوابگاهي تو... گرچه ماها اين جور نيستيم، مي دونم!!!


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2