یکشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۸

به یاد مسعود رسام عزیز

مسعود رسام عزیز از معدود آدم هایی بود که بلد بودند دوربین نگاهشان را به خوشی ها و خنده ها و امیدهای جامعه ی تلخ مان بیندازند. نشانمان دهند که اگر بخواهیم می توانیم همه ی دیوار های خانه مان را سبز کنیم. اگر بخواهیم می توانیم اتاقک کوچکی بالای پشت بام درست کنیم وبا آن که دوستش داریم در آن زندگی کنیم و خوش‌بخت باشیم . می توانیم قانون بگذاریم که موقع قهر آدم ها حق صحبت کردن با هم داشته باشند و همین حرف زدن٫ خشم را کم کم از یادمان ببرد و مهر را جانشینش کند.

که از دل انقلاب و ساواک و خون و خشونت می شود نشست و آدم هایی بیرون کشید که ژیان خنده دار داشته باشند و قیافه شان با نمک باشد و اسم مخفی شان سوسک سیاه و خرمگس باشد و بچه ها را بخندانند.

که بهداشت و تمیزی را با خنده و خوشی به بچه هایمان یاد دهیم. نترسانیم‌شان. (همان موقع ها که یک عده فکر می کردند هر چه بیم و هراس ماجرا بیشتر باشد نتبجه ی آموزش بهتر می شود.)
که درد و غم سهم همه مان است و این را همه می دانیم . اما به جای غصه خوردن و زهر ریختن به خودمان و دیگران و نشان دادن سیاهی ها و زخم زدن و زخم را بارها و بار ها کندن می شود چشم مان را به سیاهی ها ببندیم و سبزی و امید را در اتاق و خانه و شهرمان زنده نگه داریم.
...

یادش همیشه سبز خواهد ماند.

مریم مومنی | ۱۱:۰۸ بعدازظهر




البته يه مطلبي...
من هنوز نميدانم شما همان مريم مومني ما هستين يانه؟؟؟؟
lol


مریم:
چرا خودم هستم. و خیلی هم خوش‌حال شدم که این جا هم رو پیدا کردیم. چند وقت پیش یادت افتاده بودم ولی هیچ نشونی ای نداشتم ازت که ابراز اردات کنم.
ایمیل من اینه:
maryam.momeni@gmail.com


سلام........قشنگ و موجز بود.


حيف
بعد از سيف الله داد اين دومين نفريه كه امسال از بين ما رفت و دلمون گرفت.
روحش شاد


خسرو شکیبایی و رسام و خانه سبز! همین کافیست برای جاودانگی


یادش همیشه سبز و ای کاش که همه بتونیم.


خیلی زیبا نگاشتی! یاد عزیزانی که دنیا را در چهره تاریک زمانه، سپید می کنند، گرامی باد.



سلام
دوست عزیز
انجمن‌وبلاگ‌نویسان‌ایران که چندی بیش نیست که تاسیس شده است شما را دعوت می‌کند که در این انجمن حضور به عمل آورید تا که وبلاگرهای ایرانی نیز برای گردهمایی‌های خود مکانی را داشته باشند.
ممنون(www.weblogers.mihanbb.com)


همه تا اسم مسعود رسام رو می شنون کنار اون منتظر بیژن بیرنگ هم هستن .
همه تا اسم مسعود رسام رو می شنون کنار اون منتظر خسرو شکیبایی هم هستن .
همه وقتی اسم مسعود رسام رو می شنون به یاد خانه ی سبز میافتن .
حالا اما من به یاد سریالی افتادم که رسام اون رو ساخت ولی به اون نرسید .
من یاد " این خانه دور است " افتادم .
یاد مسعود رسام پررنگتر از همیشه تو قلبمون خواهد موند .


با درود، دیشب این خبر ناگوار را دریافت کردم! خیلی ناراحت شدم! آخرین باری که مسعود رسام را دیدم در خانه سینما بودو در کافه تریا. به او سلام کردم و گفتم:مرا شناختید؟با لبخندی که مخصوص خودش بود؛
سری تکان داد و گفت: می شودکسی در مدرسه سینما وتلویزیون کار کرده باشد و شما را نشناسد؟
بعد از بیست و چهار سال آن هم اتفاقی دیدمش!برایم عجیب بود که این همه گرفته و در عین حال اینقدر مثل همیشه خجول و مهربان است...دیگر ندیدمش تا دیروز که فهمیدم دیگر هرگز او را نخواهم دید..دلم خیلی گرفت..خیلی
یادش گرامی باد


او آن روزها سبز بود و ما شايد تازه اين روزها سبز شديم..



c'est la vie...


مطلب شما در سایت پارسینه منتشر شد


غم دل آدم سبك تر مي شه وقتي «روحت شاد» براي مسعود رسام مي فرسته
روحش شاد


سلام
خسرو شکیبایی عزیز توی همون سریال محبوب و به یاد موندنی بود که میگفت بالاخره مرگ سراغ تک تک اعضای خانه سبز هم خواهد آمد.
اول خسرو شکیبایی عزیز که واقعا هیچ وقت هنر نمایی اون رو توی هامون،خانه سبزو... فراموش نمیکنم و بعد از اون هم مسعود رسام با اون نگاه نابش و دغدغه های خالصش که تیکه تیکه ی وجودآدم رو به این وا میداشت که دوباره جهان رو توی ذهنش از نو بسازه. و نگاه زیباش رو اونقدر قشنگ بهمون میفهموند که دیگه دوست نداشتیم از اون دنیای زیبا که دوست داری توش همه ی پول قلمبه ای رو که دستت میرسه بدی لوبیای داغ بخری چونکه توی سرمای زمستون خیلی می چسبه بیرون بیایم.
اون دنیایی که توی دهه ی اول زندگیم با کارای زیبای رسام شناختم رو هیچ وقت فراموش نمی کنم و نامش همیشه در کنار نام بیژن بیرگ خالی خواهد ماند.
روحش شاااااااااااااااد


خیلی ناگهانی بود
و خیلی زود شاید
نمیدونم این سرطان لعنتی تا کی میخواد دست بزاره روی عزیزاد ما
و....
روحش قرین رحمت الهی



آخه چرا رفت...اونم این قدر زود ..هرگز فراموش نمیکنم کسی رو که به معنای واقعی سبز بود ...سبز سبز و چگونه سبز زیستن رو به ما اموخت...روحش شاد


یادشان سبز و روحشان شاد.


گرچه هنوز در باور هیچیک از ما نمی گنجد که مسعود رسام از میان ما رفته باشد اما ما هم مثل همه شما عزیزانی که با پیامهای پر مهرتان تسلی بخش دلهایمان بودید معتقدیم که تا وقتی اندیشه هایش در میان مردمان سبز این مرز و بوم جاریست او
جاوید خواهد ماند از طرف خانواده رسام از شما تشکر و قدردانی می نمایم

مریم:
تسلیت دوباره ی من رو بپذیرید.
یادشون همواره با ما خواهد بود.


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
روحش شاد


به نام انکه زندگی می بخشد و روزی خود ان را باز پس می گیرد

اگر امروز پایان دنیا و اخرین روز آن بود باز هم یک درخت [سیب ] می کاشتم ... !!!
سلام فقط می تونم بگم متاسفم ...


سلام
مريم جان وبلاگ زيبايي داري من و تو يه جورايي فاميل هستيم
من هم مومني هستم و ظاهرن عقايد و سلايقمون هم تا حدودي شبيه همه
از اين آشنايي خوشحالم
يادشان گرامي و روحشان شاد
دو عزيزي كه بخش قشنگي از زندگي من و ما شده اند-خسرو شكيبايي و مسعود رسام
دو هنرمند سبز كشورمون


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2