|
سه شنبه ۱۲ آبان ۱۳۸۸
رم شهر بی دفاعچند سال باید بگذرد؟ چند سال گذشته است ؟ مریم مومنی | ۶:۲۰ بعدازظهر بی رحمانه ترین اتفاق زندگی من این بود که کتاب اجتماعی اول دبیرستان درس دادم. و باد اصلا نتونست بی رحمانه بوزد. خوش به حالتان آفرین مریم خانم حالا شدی آن نویسنده همیشگی که مشتاق خواندن نوشته هایش بودم.. 139.. درست در لحظه ای که ناامید شدم از هم صحبتیت سلام کی داستان ما فیلم می شه؟ هزار سال دیگه خورشید بر تباهی اجساد ما قرار قضاوت کنه؟ چه زیبا بود...عجیب چسبید خانم مریم...قد بازیتان را کنار بگذارید نوشته هایتان به دل می نشیند محیط رو قشنگ توصیف کردی . سلام مریم جون یه سوال نیمچه بی ربط به متنت ایرلندی؟! چی میخونی اونجا؟! مریم: پاينده باشي و نويسا بماني. ![]() |
|
یادش بخیر هنر هفتم و دکتر عالمی عزیز
و البته یادش بخیر فیلمخانه ملی ایران...