یکشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۸

تفاوت ساختار متون انگلیسی و فرانسوی

متون آنگلو ساکسون ها در مقایسه با متون دیگری که خوانده ام یک ویژگی مشخص دارد و آن هم ساختار پاراگراف های مشخص است. این طور که هر پاراگراف یک ایده ی مهم و اصلی را مطرح می کند که معمولن در اولین جمله ی پاراگراف است و باقی بدنه به بسط و توسعه ی آن می پردازد و مثال می زند و در اغلب موارد با جمله ای به پایان می برد که پل ارتباطی بین پاراگراف خود و پاراگراف بعدی است. این سازمان‌دهی متن ٫خواندنش را راحت می کند. خیلی وقت ها می گویند اگر می خواهید نگاهی سرسری به مقاله بیندازید و دست تان بیاید که از چه حرف می زند جمله های اول هر پاراگراف را فقط بخوانید. همیشه البته این طور نیست اما درخیلی از موارد و به خصوص در مقاله ها و متون دانشگاهی این طور است.

خواننده ای که به این نوع ساختار بندی عادت دارد خواندن متن فرانسوی برایش سخت تر می شود. فرانسوی ها تا جایی که من دیده ام خود را به این که در هر پاراگراف تنها یک ایده ی اصلی مطرح شود مقید نمی کنند. و ممکن است یک پاراگراف چند ایده ی اصلی داشته باشد و پاراگراف بعدی تکرار پاراگراف قبلی باشد با عباراتی هم معنی و هیچ ایده ی تازه ای نداشته باشد. متون فرانسوی مثل جریانی هستند که خواننده را با خود می برند بدون این که ملاحظه ی حوصله و وقت خواننده را داشته باشند ولی این به معنی این نیست که جذاب نباشند. در متن فرانسوی نمی توان دقیق رد بحث را گرفت. باید به نویسنده فرصت داد که حرفش را کامل بزند و بعد موقع تحلیل می رسد.در متن انگلیسی برعکس از همان پاراگراف اول می توان آجربندی و شکل گیری ایده ها را قدم به قدم دنبال کرد.

این ها برداشت شخصی من است و واضح است که حکم کلی نیست. چیزی است که من دیده ام در اغلب موارد.
و البته منظور من حوزه ی دانشگاهی است نه ادبیات.

مریم مومنی | ۴:۰۰ بعدازظهر



سلام خانم مومنی
با شما موافقم
گاهی اوقات متن انگلیسی مخوصا متون علومی که در آن زبان شکل گرفته راحت تر از زبان مادری ماهاست
من فلسفه میخوانم و متن اصلی برام مفهموم تر از ترجمه یا .. است


من شما را لینک کردم
اگر مشکلی بود بفرمایید برمی دارم
با سپاس


به نظرم تفاوت های دیگری هم دارند:
1- نویسندگان انگلیسی زبان معمولا تمایلی به پیچیده کردن کلام خود ندارند بر خلاف فرانسوی ها یا آلمانی ها که اغلب بسیار پیچیده می نویسند.
2- متون انگلیسی معمولا خلاصه ترند و بیش تر سعی در دوری کردن از اطناب دارند تا متون فرانسوی و آلمانی.
3- علاوه بر پیچیدگی معمولا انگلیسی زبان های کمتری هستند که تمایل به لفاظی و استفاده از صناعات ادبی دارند.
4- به نظرم انگلیسی خواندن در مقایسه با فرانسوی یا آلمانی خواندن ذهن را تنبل می کند. آنگلوساکسون ها مطلب را خیلی ساندویچی تحویل خواننده می دهند و از زحمت ذهنی او کم می کنند. حتی در بین کسانی که در یک حوزه و سنت هم کار می کنند این مسئله مشهود است. مثلا مقایسه کنید مقاله های فرگه را با مقاله های راسل یا مور. متون فرگه کار ذهنی بیش تری می طلبد برای فهم تا متون راسل و مور (البته واضح است که برای فهم ساختار کلی استدلال و نه مطلب و مضمون مقاله. من بین این دو تفاوت می گذارم)

مریم:
از نتیجه گیری های رادیکال پرهیز می کنم مثل نتیجه گیری شماره ی ۴ شما.


سلام آبجب دمت گرم
بابا ما دعوتت كرديم بياي وبلاگ ما، نيومدي، گفتيم لينكت كرديم، نيومدي، حتماً بايد مث اين آدماي شبه مترقي صحبت كنيم:
با عرض ادب و سلام فراوان به حضور حضرت مستطاب سركار خانم مومني، ...خوبه اينطوري....


Good observations, thanks for sharing

I really like the aspects of English writing that you described ... of course, one can write very bad in English too :) but it is a real pleasure to read good English writers

I think simple writing comes from free mind


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2