|
سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸
آدم های این طرف آب یا همان خارجی هایی که من در این پنج سال دیده ام به طور کلی تصویر نادقیق٫ محدود و اغلب منفی ای از ایران دارند اگر داشته بین همه ی این ها دل آدم خوش است که یک نفر حالا به هر دلیلی اسم ایران را که می شنود به جز سیاست چیز دیگری هم درباره ی ایران بداند. برای من اندک مواردی بوده. یکی از آن ها پسری چینی بود. دوست دوستمان که برای اولین بار می دیدیمش و از ایران علی دایی را می شناخت و یک بازیکن دیگر فوتبال که یادم نیست الان. مریم مومنی | ۱۰:۴۱ صبح سلام زلال اندیش ژرف احساس! درود بر وب زیبا و قلم شیوایتان.. "یک ساحل پر از شعر" با پنج دوبیتی بروز است و چشم براه گامهای مهربانانه و نظرات ارزشمند شما... راسل: کشور خوبی داشتیم به کم و زیادش / به تلخ و شیرینش قانع بودیم کو تا سکیولاریزم و آرزوهای دست نیافتنی؟ تا آرزوهااااااااا
جیزی که نوشتی خیلی بستگی به آدمهایی داره که دور و برت هستند. مثلا من خارجی هایی دیدم که اونقدر از ایران می دونند که من ایرانی از نادونی خودم خجالت کشیدم. مریم: One of my funniest conversations about Iran: me: Hello! {with my awesome accent!} سلام و احترام یکی از اقوام دانشجوی دکترا در آلمان بود وتعریف می کرد که استاد و پسر استادش چنان اطلاعات دقیقی در مورد تاریخ ایران، وضعیت سیاسی کشور و بطور کلی موضوع انتخابات در ایران بودند که او از کم اطلاعاتی خودش در برابر اونا به شدت خجالت زده شده بود ... دنیا آنقدرها هم که می گویند کوچک نیست، هرچند بعضی از آدمهایش آنقدرها که می گویند بزرگ نیستند... این آخر سر که گفتی از سینما کیارستمی را می شناسند ایما را به یاد آن نوشته فرهادپور می اندازند که می گفت حکایت انتخاب کیارستمی از سوی غربی ها به عنوان مجسمه سینمای ایران حکایت مردم آن روستایی است که اولین نفری که از راه می رسد را کدخدا می کند! khoshbakhtaneh dar France owza besyar besyar omidvarkonandehtar az neveshtehye to st. ![]() |
|
سلام
نظر خاصي ندارم اما دليلش مي تونه اين باشه:
بس نكته غير حسن ببايد كه تا كسي/محبوب طبع مردم صاحب نظر شود
اگر صاحب نظري موجود باشد