|
پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸
از دختران سرزمیناموبلاگ نگار یک ویژگی خاص دارد که کمتر جایی دیده ام. آن هم روایت صادقانه از زندگی دختر جوانی است که برای من تازگی دارد و بسیار خوشآیند است. خوشحال می شوم وقتی می بینم دختر پر انرژی و خوشبینی به زندگی هست که ساکن پایتخت هم نیست و با امکانات فضای اطرافش سعی در بهتر کردن دنیایش/دنیایمان دارد. دلم یک جورهایی گرم می شود به اینده ی دختران سرزمین ام. چند تا از نوشته هایش را این جا بخوانید. نمی دانستم کدام ها را انتخاب کنم. تقریبن همه شان خیلی خوباند. باقی را تشریف ببرید به وبلاگ خودش. با لهجه ی شیرین گرگانی پذیرایی می شوید: رکاب میزنم و عشق در دلم جاریاست نان پختن، نان شكستن، نان قسمت كردن، نان بودن رادیوی خوب من ظرفهایش مریم مومنی | ۹:۴۶ بعدازظهر ممنون كه لینک دادی. قدیمها وبلاگ نگار نوجوانش را میخوندم. بعد كه دیگه در اون وبلاگ ننوشت گمش کردم تا باز تصادفی لینک جدید وبلاگش را پیدا کردم. باز مدتی خوندم و باز گم شد لینکش (یا عوض کرد وبلاگ را، یادم نیست) و من دلم میخواست پیداش کنم و نمیکردم. حالا كه رفتم و دیدم این همون نگاره خیلی خوشحال شدم. ممنون. سلام gole maryamam khabezemestanitra hamishe mikhunam va hesse kheyli khobi peyda mikonam hesse bazgashte be 20 salegi mersi azizedelam piruz bashi. مریم: dear Maryam, thank you for introducing this amazing blog, really enjoyed it خوش به حال آنان که زندگی را تا زنده اند زندگی می کنند ... salam &باید ازین نگارها سفارش بدهیم مخصوص چندتا خلق شود جهت ارتقا سطح روحیه ی ملت خموده یمان سلام، خیلی هم خوشبین نبود نگار خانوم بود؟ ![]() |
|
و روزها و خاطارتی خراب می شود در این ماه ها و سال ها