دوشنبه ۲۳ آذر ۱۳۸۸

نبودی

توری مرغی
شب که می شه
کیش کیش
سقف آسمون

ستاره هه قرمز بود.
با دو تا چشای خودم دیدم.
برگشتم نشونت بدم
نبودی.

توری مرغی
قدقدخدا
نوک می زنن
نیگات می کنن
از پهلو
زندگی مرغی همینه
همیشه دو طرفت رو می پایی
دون می چینی
قدم می زنی
صب تا غروب٫
صب تا غروب
ملاحظه می کنی
مراقبه می کنی
مناظره می کنی
صب تا غروب

شب که می شه
توری مرغی
ستاره قرمزه

مریم مومنی | ۱۱:۳۴ بعدازظهر



نبودی
تو خیابون
نبودی
تو خونه ی پیرمرد
نبودی
با من
تا نباشی
دست ها یک حلقه کم دارد
تا نباشی
چشم ها خواهد سوخت
تا نباشی
باتوم ها قدرتمند خواهند بود
خواهش می کنم
باش
فقط باش


تعریف قشنگی بود اینجاش:
«زندگی مرغی همینه
همیشه دو طرفت رو می پایی
دون می چینی
قدم می زنی
صب تا غروب٫» ممنون

مریم:
لطف داری. ممنون


دوست دارم اینجور که ساده می نویسی


That's a innovation...جالب بود زندگی مرغی


سلام. خوبه شاعر. خيلي خوب. فقط حواست باشه انگار خيلي داري غمگين مي شي. شايدم دارم اشتباه مي كنم. اميدوارم اينجور باشه.


Salam
kheyli khooB minevisi !
haMmiN .
age Mayel BoOdi JOze freindaM bashi hatMan khabaraM koNn !
MOafaq bashi !!


+ نوشتن پیام























www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2