|
جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸
از سرزمین هرزدر کتابخانه نشسته ام و سرزمین هرز الیوت را می خوانم. لپ تاپ جلویم باز است: برای لغتنامه اش و اینترنت. هر دو به کارم می آیند. متن پر از ارجاعاتی است که برای زمانه ی ما غریب اند. نمی دانم اگر صد سال پیش بود و خواننده ی آن دوره بودم چه حسی از آن داشتم و چه می فهمیدم. احتمالن انتظار می رفت خیلی از کلاسیک های آن زمان را به عنوان دانشجوی فرهنگ و ادبیات انگلیسی خوانده باشم و بدانم. خیلی فراتر از شکسپیر که همین حالا هم انتظار می رود : کمدی الهی دانته با این که متنی انگلیسی نیست در اصل٫ جزو اولین ها می بود. متنِ اغلب اپراهای معروف هم. شاید اگر الیوت الان می خواست سرزمین هرز را بنویسد ارجاعاتش را از اخبار سیاسی٫ سینما و موسیقی آلترناتیو یا شورشی انتخاب می کرد. نمی دانم. متن را به کندی جلو می روم چون هر چند خط به یکی از پانوشتها می رسم و باید همه را بخوانم. هر چند که در نهایت کمک چندانی نمی کند اما تصویر را بهتر شکل می دهد: تصویر گنگ را. لذتش هم در همین است. اگر قرار بود معنی واحدی پشت کلمه های متن باشد که همان صد سال پیش تمام شده بود و رفته بود... خواندن با کمک اینترنت و گوگل هم فال می شود و هم تماشا. اگر لغتنامه ی لپ تاپ کلمه را نداشته باشد گوگل مشتتان را خالی نمی گذارد. یکی دو جا به چند تا از ملودی های ارجاع داده شده در متن برخوردم. فایل صوتی شان را پیدا کردم و شنیدم. یک جا هم همین الان کلمه ای را دیدم که حدس زدم پرنده یا حشره ای باشد. پیدایش کردم. پرنده ای کوچک در اندازه ی گنجشک آن طور که در ویکیپدیا عکسا ش را گذاشته اند و با صدایی شبیه قطرات آب آن طور که الیوت نوشته. متن ویکی پدیا هم صدای پرنده را از خوش الحان ترین صداها بین مرغان می داند. ترجمه ی فارسی شعر را اینجا ندارم. بخش هایی از آن را در یکی از آخرین شماره های زنده رود احمد اخوت به قول از بهمن شعله ور نوشته بود. ترجمه ی خیلی خوبی بود. کاش متن کامل فارسی اش را هم می شد بخوانم. مریم مومنی | ۱:۵۹ بعدازظهر من خیلی علاقه دارم "سرزمین هرز" را بخوانم ولی مرجع خوبی که به خصوص پا نویس هم داشته باشد ندارم. مرجع شما چیست؟ مریم : مرجع فارسی را نمی دانم سلام. مریم: tarjomeye farsie man, persepolis neveshteye marjane satrapi be farsi tarjome shode. man ro mitunid az internet begirid va bekhunid. Maryam jan,motarjemi ke neveshti ahmad okhovat hastesh na mohammad. مریم: salam maryam jun. man ye noskhe azash daram ba tarjomeye aghaye javade allafchi. be nazaram tarjomeye khubiye. age dust dashtid hatman baratun postesh mikonam... مریم: یکی از شعرهاییه که خیلی دوستش دارم. مریم: ![]() |
|
سلام خانم مومنی
ترجمه ی دقیقی از این شعر مال محمود مسعودی استف نویسده ای که حتمن می شناسید. ترجمه اش این جاست:
http://mahmoodmassoodi.files.wordpress.com/2009/05/eliot_thewasteland_mm_wp10.pdf
مریم:
خیلی ممنونم آقای غیاثی عزیز