February 2008 Archivesشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶
لینکدونیمریم مومنی | ۱۰:۱۴ صبح | پیام ها(3) چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
زنگ ها برای که به صدا در می آیند؟دست اندرکاران ورزش در ایران اعلام کردند، توان حرکتی دختران ایرانی معادل زنان 40 ساله فرانسوی است. منبع خبر: بی بی سی فارسی توان حرکتی دختران ایرانی معادل زنان 40 ساله فرانسوی است. ادامه ی مطلبزنگ ها برای که به صدا در می آیند؟" مریم مومنی | ۰:۵۲ صبح | پیام ها(4) چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۶
کتاب های نخوانده ی منبه دعوت آقای سوشیانت هزارم چند کتاب از نیمه خوانده هایی که یادم می آید : سفر به انتهای شب را تا امریکا خواندم از این بالایی ها در جستجو را ادامه می دهم. شاید در میان سالی فرصت دوباره ای به کافکا دادم. ساختار و تاویل متن را هم به چشم کتاب مرجع نگاه می کنم که هر وقت احتیاج شد تورق اش کنم. بقیه شان به تاریخ می پیوندند متاسفانه. دوستان دور بعد: بامداد، عطا، نیما ، علیبی ، لولو ، مریم نبوی نژاد ، نازلی مریم مومنی | ۷:۱۲ بعدازظهر | پیام ها(5) پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶
آداب کتاب خانهدر کتاب خانه ی عمومی شهر وین، قسمت مربوط به کتاب های کودک و نوجوان که همیشه ی خدا شلوغ است و از هر ملیتی سایز کوچکش آنجا پیدا می شود، فقط و فقط به یک زبان* روی کاغذ آچهاری نوشته اند : لطفا یواش حرف بزنید *زبان فارسی مریم مومنی | ۶:۰۲ بعدازظهر | پیام ها(20) شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۶
به سبک عامه پسندنوستل: شعار هفته مریم مومنی | ۱:۱۵ صبح | پیام ها(12) شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۶
شب مرّهساعت یک نیمه شب بیدار می شم. لباس های خشک شده رو تا می کنم و سرجاشون می ذارم. ظرف ها رو می شورم. سیب ها رو توی سبد میوه می چینم. فایل های کاغذی رو مرتب می کنم. چایی می خوریم. بیرون توفان داره درخت ها رو از جا در میاره. اینجا آرامش برقرار شده. مریم مومنی | ۳:۳۹ صبح | پیام ها(3) شنبه ۴ اسفند ۱۳۸۶
اداره ی ویزا- داخلی- روزدقیقا سه ساعت است که در اتاق انتظار خارجی ها نشسته ام تا نوبتم بشود. همه جور آدمی پیدا می شودکه تماشایشان در نیم ساعت اول جالب است، در نیم ساعت دوم معمولی و وقتی بیش از یک ساعت منتظر بمانی ناخوشایند هایشان را بیشتر می بینی. بین این ناخوشایند ها یکی آقای میان سالی است که فکر کنم سال هاست خودش و لباس هایش را نشسته و اتاق انتظار پشتی را با حضور خودش خلوت کرده. دیگری دخترک کوچکی است که سه ساعت است با چرخ خیاطی اسباب بازی اش دارد چرخ می کند و به گمانم تا الان مغز همه ی ما را دو سه دور کوک ریز و درشت زده. این چرخ خیاطی های اسباب بازی اگر خدمتی به صنعت پوشاک نمی کنند، دست کم در تقلید صدای نوع واقعی شان بی نظیرند. مریم مومنی | ۵:۱۱ صبح | پیام ها(13) سه شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶
روزی که اسید شدمامروز من یه اسید متحرک ام. احساس می کنم هر جایی پا می ذارم و یا به هر چی دست می زنم آب می شه و از بین می ره. اگه همین طور پیش بره مسیر حرکتم بین اتاق و آشپزخونه و راهرو کم کم عمیق تر می شه و کافیه یه بارون درست و حسابی بیاد تا این مسیری که دارم درست می کنم رو آب بندازه و یه رودخونه وسط خونه بکشه. خوبی داشتن رودخونه ی شخصی اینه که آدم منت بقیه رو نمی کشه که ببرنش ماهی گیری.
مریم مومنی | ۳:۱۶ بعدازظهر | پیام ها(4) پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶
ماه تابدختر مریم مومنی | ۲:۱۹ صبح | پیام ها(5) ![]() |
|