November 2008 Archivesشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۷
گفتگو با ادوراد سعید,اسلاسینسکی ۱۹۸۷ راه می روم, بخش بخش شده. چه می دانم لابد تاثیر زمستانی است که به زودی می آید. از همین حالاها درخت های کاج آورده اند و زلم زیمبوهای جشن دو ماه بعد. از همین حالاهاست که قطار مترو در ایستگاه های زیر خیابان معروف وین که برسد تا سقف پر آدم هایی شود که بسته های خریدشان از شانه و دست و بالشان آویزان است. همین روزهاست که بساط بازارچه های کریسمس به پا شود و آدم ها دور هم در خیابان پونچ بنوشند و دستهای سردشان را به دور لیوان های سفالی پونچ حلقه کنند. بعد کمی بعدش یلدا شود و کمی خیلی بعدترش عید. عیدی که از همین الان نمی خواهم برسد. و یا برسد و زود بگذرد.کاش همه ی مناسبت های سالانه بگذرند. تولدها, عروسی ها, عید های ریز و درشت, عید های ملی, ایرانی, اتریشی, خارجی, مذهبی, جهانی.
مریم مومنی | ۵:۴۸ بعدازظهر | پیام ها(9) دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۷
شغالشغال آمده برگ ریز پاییزی دهانش مریم مومنی | ۱:۱۴ صبح | پیام ها(7) سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۷
پنج تا در روزکمپین«پنج تا در روز» فعالیت جدیدی است که دولت بریتانیا در راستای بالابردن سلامت روانی اهالی بریتانیا به کار گرفته است. طبق گزارشی که محققان ارائه کرده بودند بیماری های روانی ناشی از شرایط مضطرب کاری٫ کمبود فعالیت بدنی٫ و یا شکست ها و مشکلات عاطفی در خانواده و یا حلقه های اجتماعی افراد به خصوص در دوره ی فعلی رکود اقتصادی رو به افزایش است. کمپین «پنج تا در روز» پنج فعالیت مهم را که مردم برای افزایش و بهبود سلامت عاطفی خود می توانند انجام دهند این طور بیان می کند: - بسط دوستی ها این کمپین در لیست فعالیت های خود تعمیر کردن دوچرخه و باغبانی را از نمونه فعالیت های موثر در افزایش سلامت روانی نام می برد. منبع: مریم مومنی | ۱۱:۰۷ صبح | پیام ها(8) پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷
ته سیب(آشغال سیب) زیباترین آشغال دنیاست. مریم مومنی | ۱۰:۲۳ بعدازظهر | پیام ها(11) جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷
Le Chignon d'Olgaمریم مومنی | ۱۱:۴۱ صبح | پیام ها(3) جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷
- آن کدام دختر است که امتحان دوشنبه را پشت گوش انداخته؟ مریم مومنی | ۰:۴۴ بعدازظهر | پیام ها(14) پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۷
شهر سوخته ی منزیر پوستم زیر پوستم مریم مومنی | ۷:۵۰ بعدازظهر | پیام ها(11) دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۷
So when people say that poetry is merely a luxury for the educated middle classes, or that it shouldn't be read much at school because it is irrelevant, or any of the strange and stupid things that are said about poetry and its place in our lives, I suspect that the people doing the saying have had things pretty easy. A tough life needs a tough language - and that is what poetry is. That is what literature offers - a language powerful enough to say how it is. متن کامل را از اینجا بخوانید مریم مومنی | ۵:۵۲ بعدازظهر | پیام ها(6) سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷
در ستایش حیاتطول می کشد این بلوغ. مریم مومنی | ۱:۱۵ بعدازظهر | پیام ها(19) پنجشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۷
اشتاین هوفسه ایستگاه مترو که سوار شوی درست از همین دم خانه ی ما و بعد کمی منتظر بمانی اتوبوسی می آید و می بردت به اشتاین هوف.
مریم مومنی | ۴:۵۰ صبح | پیام ها(5) جمعه ۱ آذر ۱۳۸۷
سرقت از تاریخLeading scholars at the library are at a loss to explain why Farhad Hakimzadeh, a Harvard-educated businessman, publisher and intellectual, took a scalpel to the leaves of 150 books that have been in the nation's collection for centuries. The monetary damage he caused over seven years is in the region of £400,000 but Dr Kristian Jensen, head of the British and early printed collections at the library, said no price could be placed upon the books and maps that he had defaced and stolen. ماجرای کامل را از اینجا بخوانید مریم مومنی | ۲:۵۱ بعدازظهر | پیام ها(4) شنبه ۲ آذر ۱۳۸۷
Fun Home
زمستان های اینجا با این آسمان تاریکاش آدم را به نوول های گرافیکی و یا کمیک استریپ می کشاند .به جای کتاب های جدی جدی دلم می خواهد کتابی باشد که به زور هم که شده بخنداندم. کمیک استریپ های کالوین و هوبز را که چندین بار دوره کرده ام. تقریبن هر سال. چند وقت پیش توی یک کتاب دست دوم فروشی این کتاب بالا را خریدم . چهار یورو که تقریبن مفت است به نسبت قیمت کتاب های اینجا. کتاب تقریبن نو و برخلاف تصور من بود که شک داشتم به درست و حسابی بودنش .البته کمیک نبود و فکر کنم یک جای کتاب هم آن آخرها اشکم را در آورد. یک چیزی است شبیه پرسپولیس مرجان ساتراپی. منتها یادنگار دوران کودکی و نوجوانی دختری آمریکایی و رابطه ی پیچیده ای که با پدرش دارد و نقش ادبیات در این بین. روایت هم خطی نیست. نوشتن کتاب و درواقع تصویرکردن ماجراها هفت سال طول کشیده چون نویسنده به جای تک تک فیگورهای شخصیت کتاب اش خودش را سوژه ی عکاسی قرار داده تا بعد بتواند در طراحیشان دقیق باشد. مریم مومنی | ۱۰:۳۸ بعدازظهر | پیام ها(4) یکشنبه ۳ آذر ۱۳۸۷
من مدت کوتاهی در زمستان ۱۹۶۲-۶۳ به دلیل اعتصاب چاپخانهها علیه روزنامهها بیکار شده بودم. آن موقع با دو نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم منهتن را از بالا تا پایینش راه برویم. یک روز یکشنبه صبح زود با مترو خودمان را رساندیم به اسپویتن دویویل در شمالیترین نقطهی جزیره و شروع کردیم به راه رفتن. بیشترش را در برادوی بودیم و تا باتری پارک را پیاده راه رفتیم. بعد با قایق تا استیتن آیلند رفتیم. تا آن موقع هوا دیگر تاریک شده بود و دیروقت بود. به افتخار خودمان چیزی نوشیدیم و این یکی از بهترین پیادهرویهای زندگیام بود.
مریم مومنی | ۰:۴۸ بعدازظهر | پیام ها(5) دوشنبه ۴ آذر ۱۳۸۷
دندون عقل دوم هم امروز. دکتر بعد از عمل پیشونی ام رو بوسید که انقدر صبورم. ...من چه جوری برگشتم خونه؟ خونه؟ خوناه مریم مومنی | ۵:۴۱ بعدازظهر | پیام ها(7) سه شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷
بچه لال شدهبچه توی درگاه نشسته بمب زده اند بچه لال شده نان خشک بده بچه٫ خرس می خورد بچه حرف نمی زند مریم مومنی | ۱۱:۵۳ بعدازظهر | پیام ها(10) جمعه ۸ آذر ۱۳۸۷
i have a dry socketThe pain, which often radiates up and down the head and neck, can be extremely unpleasant for the patient. It will often cause pain in the ears as well. A dry socket is not an infection, and is not directly associated with swelling because it occurs entirely within bone — it is a phenomenon of inflammation within the bony lining of an empty tooth socket.
از من نپرسید که چی شده و اینا. جزو این پنج تا ده درصده بودم. این جا نوشتم چون با این درد نمی تونم هی توضیح بدم به همه. مریم مومنی | ۹:۱۴ بعدازظهر | پیام ها(8) ![]() |
|