July 2009 Archives



پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸

برای کودکان‌مان چه قصه هایی بخوانیم

pirezan.jpg

مریم مومنی | ۰:۱۷ بعدازظهر | پیام ها(10)



شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸

دیروقته. خوابش گرفته. دارم براش تعریف می کنم ماجرای کارگرها که دیروزش اومده بودند دوباره جراحی توالت و آخر سر هم که رفتند من فهمیدم سیفون توالت درست کار نمی کنه و آب می ده. می گه توضیح بده چه جوری یعنی. چند تا سوال فنی می کنه. می گم نمی دونم که. بلند می شم با لپ تاپ می رم تو دستشویی تا سوال هاش رو دقیق تر جواب بدم. در سیفون رو باز می کنم. عکس می گیرم از بالا و براش ایمیل می کنم. می گم حالا این عکس رو ببین ولی الان برو بخواب دیگه. خوابت می اومد. فردا می پرسم ازت. می گه نه تا این درست نشه من نمی خوابم. عکس رو داره از دور می بینه . از هزاران کیلومتر اون طرف تر. می گه این سمت چپیه که شبیه نی می مونه چیه؟ توضیح می دم که اهرمه. با هم دوتایی اون از روی عکس و من بالای سیفون ٫مکانیسم کار سیفون رو کشف می کنیم. بعد من شیر رو باز می کنم که آب جمع شه. دوتایی منتظریم که اون قطعه ی یونولیتی به موقع بیاد بالا و جلوی آب رو بگیره. میاد بالا. شیر قطع می شه خودکار. می نویسم براش که هورااا کار کرد. درست شد. فهمیدم مشکلش رو. بعد کلی خوشحالی می کنیم و خداحافظی و شب به خیر.

و من خب به این می گم دوست. دوست واقعی.

مریم مومنی | ۱۱:۵۹ صبح |



چهارشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۸

و تو و لاستر آن روز به آنجا رفته بودید٫ همان روز که پنج تایی٫ پنج پسر همسن و سال٫‌و پیش از رسیدن به خانه همدیگر را برای رفتن به آن شیر می کردید٫ یعنی از پشت خانه راه افتادید و به خیابان قدیمی کلبه های بردگان پا گذاشتید- جنگل سماق و خرمالو و تمشک و سفیدال٫ و تلنبار در حال پوسیدن چیزی که زمانی دیوارهای چوبی و دودکشهای سنگی و شیروانی بوده و حالا زیر علف مانده بود٫ جز یکی٫ آن یکی؛ تو به آن طرف رفتی؛ اولش آن پیرزن را اصلا ندیدی٫ چون داشتی به آن پسرک٫ جیم باند٫ نگاه می کردی٫ پسرک گنده لب و لوچه آویزان تیماجی رنگ که چند سال از شما بزرگتر و هیکلش هم گنده تر بود و پیراهن و لباس سرهمی به تن داشت که وصله دار و بی رنگ منتها تمیز تمیز بود و برایش بسیار کوچک بود و توی باغچه در باریکه راه کنار کلبه کار می کرد؛ برای همین نمی دانستید آن زن هم آنجاست تا اینکه همگیتان یکه خوردید و مثل گردباد چرخیدید و به کردار یک تن شدید و متوجه شدید از صندلی ای که به عقب٫ به دیوار کلبه٫ یله شده بود دارد نگاهتان می کند- زن کوچولوی پوست به استخوان چسبیده ای بود نه چندان بزرگتر از میمون٫ و از سنش چه بگویم که هر سنی تا ده هزار سال به او می آمد و یک عالمه دامن بی رنگ و رو به تن و روسری بسیار تمیزی بر سرداشت و پاهای پتی به رنگ فهوه اش را به کردار میمون دور میله صندلی پیچیده بود و چپق می کشید و چشمهایش عین دو دگمه کفش بود و در میان چین و چروک بی شمار صورت به رنگ قهوه اش پنهان شده بود و همینطور نگاهتان می کرد و بی آنکه چپقش را از دهان بیرون بیاورد با صدایی تقریبا شبیه صدای زن سفیدپوست گفت: «چه می خواهید؟» و پس از لحظه ای یکی از شما گفت: «هیچی» و بعد همگی پا به دو گذاشته بودید بدون اینکه بدانید کدامیک از شما بود که اول دوید و چرا دوید چون هراسان نشده بودید٫ باری دوان از مزارع قدیمی پوشیده از تمشک بایرمانده باران شیار برگشتید و رسیدید به پرچین کهنه درحال پوسیدن و از آن گذشتید٫ یعنی خیز گرفتید و از روی آن پریدید و آنوقت از نو زمین و درخت و جنگل جلوه دیگری یافت٫ از نو به قرار باز آمد....


* ابشالوم٫ ابشالوم- ویلیام فاکنر- ترجمه ی صالح حسینی(نشر نیلوفر)
* رسم الخط کتاب را تغییر نداده ام

مریم مومنی | ۴:۱۵ بعدازظهر | پیام ها(3)



چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۸

کودکی-۳

سوگند به موش های بلوار کشاورز
که در خواب هایم
خندق زده اند

سوگند به سینمای قدیمی
به گلنار
به آن دو پسر بچه
که ماه را دزدیدند

سوگند به ترب های غول‌آسا
سوگند به بابابزرگ عروسکی
که آواز می خواند:
بیا بیا بیرون بیا
از دل خاک بیرون بیا

سوگند به دل خاک
سوگند به دل وسیع خاک.

مریم مومنی | ۰:۳۱ صبح |



جمعه ۲۶ تیر ۱۳۸۸

در این لحظه بود که روی قبر تاریخ تولد پدرش را خواند و تازه فهمید که تاریخ تولد پدرش را نمی دانسته است. بعد هر دو تاریخ را خواند ۱۹۱۴-۱۸۸۵ و خود به خود حساب کرد: بیست و نه سال. ناگهان فکری به ذهنش رسید که تا ته دلش را لرزاند. خود او چهل سال داشت. مردی که زیر این سنگ دفن شده بود٫ و پدر او بود٫ از او جوان تر بوده است.
و آن سیلان محبت و دلسوزی که ناگهان دلش را پر کرد از آن تکان های روح نبود که پسر را به سمت خاطره پدر از دست رفته می کشاند بلکه سوخته دلی منقلب کننده ای بود که هر آدمی نسبت به کودکی که بیدادگرانه کشته شده است احساس می کند- در این چیزی بود که جز نظام طبیعت نبود و به راستی باید گفت آنجا که پسر از پدر مسن تر باشد دیگر نظامی در کار نیست بلکه هر چه هست بی خردی و آشوب است. در اطراف او که میان قبرهایی که دیگر آن ها را نمی دید٫ بی حرکت ایستاده بود صدای در هم شکستن توالی خود زمان بلند بود و سال ها دیگر به سامان این رود بزرگی که به سوی مقصد خود روان است نمی گذشتند. در این جایی که ژاک کورمری اینک در زیر بار درد و دلسوزی دست و پا می زد جز هیاهو و پیچ و تاب و قشقرق چیزی در کار نبود. به سنگ قبرهای دیگر آن قطعه نگاه کرد و از روی تاریخ ها فهمید بر این خاک کودکانی پراکنده اند که زمانی پدر مردانی بوده اند که موهایشان رو به سفید شدن گذاشته است و گمان می برند در این لحظه زندگی می کنند زیرا خود گمان می برد که زندگی می کند...

این ها را آلبر کامو در آدم اول *نوشته. امروز وبلاگ فرزند شهیدی را می خواندم که بیست و هشت ساله است و پدرش هنگام شهادت بیست و چهار سال داشته. دیدم چه حس تلخ و عجیب مشترکی باید باشد بین خطوط نوشته های کامو و فرزندان شهدای ما که این روزها خیلی هایشان از پدرشان مسن ترند.

* آدم اول- آلبر کامو- ترجمه منوچهر بدیعی- انتشارات نیلوفر

مریم مومنی | ۱۰:۳۶ بعدازظهر | پیام ها(4)



یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸


دست‌ هایم بوی دود می‌ دهد.
لبخند بزن.
لبخند بزن سیلویای من.
صبح نخواهد دمید.

مریم مومنی | ۰:۱۱ صبح |



دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۸

:(

دکتر دندون پزشکم داره بازنشسته می شه همین روزا. گفت آخرین باری بود که اذیتت کردم
دیسک کمر گرفته.
بهترین دندون پزشک دنیا بود و هست.

مریم مومنی | ۳:۰۹ بعدازظهر | پیام ها(7)



چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸

هر چه شدید تر منکر وجودش شوی معلوم می شود وجودش بیشتر از هر چیز تسخیرت کرده. انکار کن: آدمی معمولی بوده. شاعری مثل هر شاعر دیگری. کارمندی مثل همه ی کارمندان کمپانی ات. مرگش طبیعی تر از هر مرگی. احساس تو بی رمق تر از هر کس دیگری در سوگش.

مرده که مرده.
همه می میرند. گریه هم نکردم. هیچ کاری نکردم اصلن.

بگو. انکار کن. هر چه بیشتر انکار کنی بیشتر می فهمیم چه پررنگ بوده.

مریم مومنی | ۹:۳۱ بعدازظهر | پیام ها(4)



جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸

من باب کالچرال استادیز

زیباترین گردنبند های سال.بـا بـیش از 1000 عنـوان از محصـولات بـرتـر و مختـلف.همراه با مجوز فروش رسمی , گارانتی تعویض و ارائه بهترین كیفیت
گردنبند الله. يك گردنبند فوق العاده شيك و پرطرفدار. گردنبند و ان يكاد.از چشم شور در امان باشيد.....هديه اي مناسب براي آنكه دوستش داريد.....
گردنبند پرسپوليس
يك گردنبند فوق العاده شيك و جديد تقديم به تمام هواداران پرسپوليس
گردنبند خدا
طراحي متفاوت و خيره كننده
گردنبند استقلال. يك گردنبند فوق العاده شيك و جديد تقديم به همه هواداران و طرفداران استقلال
گردنبند فروهر2
يك گردنبند زيبا و اصيل ويژه ي جوانان ايراني
گردنبند متولدين فروردين ماه
طراحي متفاوت و خيره كننده.... پيشنهادي براي بهتر شدن
گردنبند متولدين اسفند ماه
بهترين هديه تولد به آنكه دوستش داريد...
گردنبند متولدين مهر ماه
مهر يعني آرمان ازدواج سمبل: ترازو شعار: من متعادل مي كنم
گردنبند متولدين آذر ماه
آيا به دنبال گردنبندي خاص و منحصر به فرد هستيد ؟
گردنبند متولدين دي ماه هديه اي مناسب براي آنكه دوستش داريد.....

گردنبند love 2 love
براي دختر خانم هاي خوش سليقه
گردنبند متولدين مرداد ماه
خود را با مد فصل جديد هماهنگ كنيد. مخصوص مشكل پسندان
گردنبند متولدين خرداد ماه
آيا به دنبال گردنبندي خاص و منحصر به فرد هستيد ؟
گردنبند متولدين آبان ماه
آيا مي دانيد نماد ماه تولد شما چيست؟
گردنبند متولدين بهمن ماه
آيا به دنبال گردنبندي خاص و منحصر به فرد هستيد ؟
گردنبند متولدين شهريور ماه
شهريور يعني بالغ طبيعت.....سنگ خوش يمن: عقيق سبز
گردنبند متولدين تير ماه
زيبايي مدرن را آشكار كنيد
حتما تمام محصولات را مشاهده نمایید و تا پایان ایمیل همراه باشید
گردنبند Adidas
خود را با مد فصل جديد هماهنگ كنيد.
گردنبند عقيق +
سنگ عقيق يا « سنگ عزت نفس » براي تقويت حس احترام به نفس و ارزش قائل شدن
گردنبند متولدين مهر ماه
مهر يعني آرمان ازدواج سمبل: ترازو شعار: من متعادل مي كنم
گردنبند آليس + كتاب + CD
مدل جديد گردنبند هاي دخترانه
گردنبند حروف
جديدترين مدل گردنبند حروف به همراه پلاك
گردنبند مدل بتا+كتاب+سي دي
يك مدل فوق العاده مناسب براي دختران امروزي
گردنبند حيفا + كتاب + CD
جديدترين گردنبند مدل فشن براي مجالس و در اين كتاب و سي دي نشان مي دهيم كه ...
گردنبند متولدين اسفند ماه
بهترين هديه تولد به آنكه دوستش داريد...
گردنبند مدل Dance me
زيبايي خيره كننده ،اين گردنبند ها را امتحان كنيد
گردنبند LovE keY +كتاب + CD
قدرت افسون گري خود را تماشا كنيد ...
گردنبند مدل اسپارك+كتاب+CD
قدرت افسون گري خود را تماشا كنيد
گردنبند صدف واقعي + كتاب + CD
مدل جديد گردنبندهاي طبيعي ساخته شده از صدف واقعي ...
گردنبند فروهر2 + كتاب
گردنبند صليب اصل :كاري متمايز و متفاوت براي پسران و دختران امروزي
گردنبند مدل هيفا
زيبايي خيره كننده ،اين گردنبند ها را امتحان كنيد
گردنبند و ان يكاد

از چشم شور در امان باشيد.....هديه اي مناسب براي آنكه دوستش داريد.....

گردنبند آلفا
گردنبند آلفا با نگين مشكي منحصر به فرد

گردنبندمدل ده فرمان اصل :تقديم به آقايون و خانم هاي مشكل پسند

گردنبند حروف

جديدترين مدل گردنبند حروف به همراه پلاك
گردنبند ZopPini + كتاب
يك گردنبند مارك دار از ايتاليا زيبايي خيره كننده ،اين گردنبند ها را امتحان كنيد


حتما تمام محصولات را مشاهده نمایید و تا پایان ایمیل همراه باشید
گردنبند Gucci
گردنبند مدل بتا+كتاب+سي دي
يك مدل فوق العاده مناسب براي دختران امروزي

يك گردنبند مارك دار از ايتاليا زيبايي خيره كننده ،اين گردنبند ها را امتحان كنيد

گردنبند پروانه اي+كتاب+CD

در جشن ها و مهماني ها زيبايي خود را به رخ ديگران بكشيد...
گردنبند صدف واقعي

مدل جديد گردنبندهاي طبيعي ساخته شده از صدف واقعي
از چشم شور در امان باشيد.....هديه اي مناسب براي آنكه دوستش داريد.....

گردنبند آرتميس
گردنبند SpiDer
طراحي متفاوت و خيره كننده
گردنبند صدف واقعي + كتاب + CD مدل جديد گردنبندهاي طبيعي ساخته شده از صدف واقعي ...
گردنبند مدل Dance me
زيبايي خيره كننده ،اين گردنبند ها را امتحان كنيد

گردنبند قلب و كليد
هديه اي مناسب براي آنكه دوستش داريد.....
گردنبند خورشيد بولگاري BVL
فوق العاده شيك و زيبا براي دختر خانم ها و پسران خوش سليقه
گردنبند متولدين آذر ماه

آيا به دنبال گردنبندي خاص و منحصر به فرد هستيد ؟
گردنبند آليس + كتاب + CD
مدل جديد گردنبند هاي دخترانه
گردنبند متولدين اسفند ماه
گردنبند ورساچ + كتاب + سي دي

مخصوص مارك پسندان حرفه اي ...

گردنبند آرتميس + كتاب + CD

زيبايي دو چندان و خيره كننده
گردنبند نانسي با دو آويز+كتاب

يك گردنبند فوق العاده زيبا و پرطرفدار . از جنس تيتانيم ساخت ايتاليا
گردنبند حروف
جديدترين مدل گردنبند حروف به همراه پلاک

در مهمانيها چون تك ستاره اي درخشان باشيد

گردنبند فيروزه + كتاب + CD

يك گردنبند فوق العاده مناسب براي دختران جوان طراحي ظريف و فوق العاده
گردنبند نگين دار ترمه
يك گردنبندتمام نگين با طراحي جذاب
گردنبند puma
هديه اي مناسب براي آنكه دوستش داريد.....
گردنبند نگين دار پروانه اي
يك گردنبند منحصر به فرد با نگين هاي خيره كننده

گردنبند تخت جمشيد
تقديم به تمام ايرانيان و دوستداران ايران
يك مدل فوق العاده مناسب براي دختران امروزي
گردنبند مدل اسپارك
قدرت افسون گري خود را تماشا كنيد
گردنبند مدل تيغ+ كتاب
جديد ترين مدل آويز استيل، بسيار شيك و پر طرفدار
گردنبند متولدين بهمن ماه
گردنبند سيب + كتاب + CD
گردنبند نگين دار سيب بسيار ظريف وزيبا
گردنبند مرواريد ... شايسته زيبايي خانم هاي ايراني
گردنبند خورشيد بولگاري BVL
فوق العاده شيك و زيبا براي دختر خانم ها و پسران خوش سليقه
گردنبند مرمر
خود را با مد فصل جديد هماهنگ كنيد.... هنر جذابيت...يك مدل فوق العاده مناسب براي دختران امروزي

گردنبند 50 CEnt
كاري متمايز و متفاوت براي پسران و دختران امروزي
حتما تمام محصولات را مشاهده نمایید و تا پایان ایمیل همراه باشید
گردنبند مدل اسپارك+كتاب+CD
گردنبند مدل شائولين
يك گردنبند فوق العاده مناسب براي پسران جوان
جديدترين گردنبند مدل فشن براي مجالس و در اين كتاب و سي دي نشان مي دهيم كه ...
گردنبند حروف چيني + كتاب + CD
پر فروش ترين مدل گردنبند در ماه اخير ...

مریم مومنی | ۰:۱۶ صبح | پیام ها(4)



جمعه ۲ مرداد ۱۳۸۸

از روزمرگی ها

الویس یه فرشته است.
سه روز اومد دو تا دیوار و یه هال کوچیک و دستشویی رو رنگ زد. یه قطره رنگ رو پارکت ها نریخت.
هیچ جا رو کثیف نکرد. جا کفشی های سنگین رو خودش برد تو اتاق بدون این که ازمون کمک بخواد. وسایل اش مرتب بود. پخش و پلا نبود. لباس کارش رو وقتی می رفت تا می کرد می گذاشت تو کیسه گوشه اتاق. اومد اجازه گرفت که دم پنجره ی باز می تونه سیگار بکشه. گفتم آره.
دیروز براش یه تیکه کیک بردم با آب پرتقال. آب پرتقال رو برداشت و گفت شیرینی جات نمی خوره. بعد دیگه سر حرف باز شد. گفت از بوسنی اومده. پونزده سالش بوده که جنگ می شه و این ها فرار می کنند به آلمان. همون جا هم مدرسه رفته و بعدش هم کار. می گفت جنگ خیلی وحشتناک بود. گفتم می دونم. ما هم هشت سال جنگ داشتیم و تازه من از نزدیک تجربه اش نکردم فقط بمبارون هاش بود که تا تهران رسید.

الویس با نردبون راه می ره. همون بالای نردبون انگار پایه های نردبون دو تا پاهاش باشن بلندشون می کنه و از پهلو راه می ره. با همون سطل رنگش.
امروز صبح کارش تموم شد. الان که این ها رو دارم می نویسم داره تو اتاق لباس کارش رو عوض می کنه. ساعت ده صبحه. هشت کارش رو شروع کرد و ما منتظریم وقتی رفت صبحونه بخوریم.

مریم مومنی | ۹:۳۳ صبح | پیام ها(7)



چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸

رهروان سپیده دمان و بامدادانیم٫

نه از شب‌مان پروایی است
نه از روزگار غمزده و
نه از ظلمات*


Picture 6.png height="280" />

سمیه جان٫

شور و زنده‌دلی و امید و ایمانت را میله های زندان تاب نخواهند آورد.
به امیدی آزادی‌ات می مانیم.


* شعر از لنگستون هیوز

مریم مومنی | ۰:۳۶ بعدازظهر | پیام ها(8)



جمعه ۹ مرداد ۱۳۸۸

چهارفصل سبز مرداب

کاج های مرداب انزلی
در خیال من است
که روییده اند

کاج های مرداب انزلی
در خیال من است
که می رویند

مریم مومنی | ۶:۵۲ بعدازظهر |

















www.flickr.com


E-mail
Atom | RSS1 | RSS2





Powered by
Movable Type 3.2